Вход на сайт

Просмотр новости

Найдите то, что Вас интересует

عرفان اسلامی از اجتماع جدا نیست

Дата публикации: 20-07-2026 10:24:25

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تأکید بر اینکه عرفان اسلامی در ذات خود از حقیقت دین جدا نیست، گفت: عرفان دعوت انسان به عبور از محدودیت‌های عالم طبیعت و حرکت از ظاهر به باطن است و از این منظر هیچ عرصه‌ای از زندگی فردی و اجتماعی انسان خارج از قلمرو ارتباط با حقیقت قدسی نیست.

Основное содержимое страницы с новостью.

به گزارش خبرنگار  سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و استاد دانشگاه تهران در نشست علمی «آسیب‌شناسی عرفان‌پژوهی معاصر (با تأکید بر ابعاد اجتماعی و سیاسی)» با گرامیداشت یاد و خاطره امام شهید، شهدای انقلاب اسلامی، سیدالشهدا(ع)، شهدای کربلا و همه مجاهدان راه حق، به تبیین نسبت عرفان اسلامی و اجتماع پرداخت.

وی با اشاره به اینکه عرفان از حقیقت دین جدا نیست، اظهار داشت: اگر از منظر مقام ثبوت به مسئله نگاه کنیم، دینی که در آن معرفت، معنویت، تعالی و سیر به سوی حقیقت وجود نداشته باشد، اساساً دین نخواهد بود؛ چراکه حقیقت دین چیزی جز توجه به امر مقدس و حرکت انسان به سوی کمال مطلق نیست.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: عرفان، دعوت انسان به عبور از محدودیت‌های عالم طبیعت است؛ البته مقصود از فراسوی طبیعت، رفتن به جهانی جدا از این عالم نیست، بلکه عبور از محدودیت‌های زمان و مکان و توجه به حقیقتی است که از خود زمان و مکان به انسان نزدیک‌تر است؛ حقیقتی که همان باطن عالم و حقیقت قدسی هستی است.

وی با بیان اینکه همه کمالات از حقیقت الهی سرچشمه می‌گیرد، افزود: اگر مفهوم امر مقدس به‌درستی تبیین شود، روشن خواهد شد که حقیقت دین چیزی جز توجه به همین حقیقت قدسی نیست؛ حقیقتی که هیچ نقص و محدودیتی در آن راه ندارد و همه اسماء و صفات الهی نیز نشانه‌هایی از او هستند، اما هیچ‌یک نمی‌توانند حقیقت نامحدود او را محدود کنند.

استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: از منظر عرفانی، همه موجودات عالم آیات الهی‌اند و هیچ چیزی در این جهان نیست که نشانی از حق تعالی در آن وجود نداشته باشد؛ انسان نیز در هر جایگاهی که قرار دارد، می‌تواند از همان موقعیت به سوی خداوند حرکت کند، زیرا خداوند از هر چیزی به انسان نزدیک‌تر است.

هیچ عرصه‌ای از زندگی انسان خارج از قلمرو عرفان نیست

حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا با طرح این پرسش که آیا می‌توان بخشی از زندگی انسان را خارج از ارتباط با حقیقت قدسی دانست، گفت: اگر حقیقت عرفان را بشناسیم، دیگر نمی‌توان پرسید که کدام عرصه از زندگی انسان بیرون از قلمرو عرفان قرار دارد؛ چراکه همه اعمال انسان دارای حقیقتی باطنی هستند و هیچ کنشی را نمی‌توان جدا از این ارتباط معنا کرد.

وی افزود: انسان سالک کسی است که از ظاهر به باطن حرکت می‌کند؛ چه در رفتارهای فردی و چه در رفتارهای اجتماعی. نگاه دینی نیز هیچ بخشی از زندگی انسان را بیرون از حوزه هدایت الهی نمی‌داند و انسان تنها در ارتباط با خدا معنا پیدا می‌کند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به آیه شریفه «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» خاطرنشان کرد: قرآن کریم با این تعبیر، حضور خداوند در همه مراتب هستی را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که ظاهر و باطن عالم به او قائم است.

وی ادامه داد: بنابراین از حیث مقام ثبوت، تصور اینکه دین بتواند بخشی از زندگی انسان را خارج از قلمرو خود بداند، نادرست است؛ حتی کسی که خود را غیردینی می‌داند نیز از منظر دین در نسبت با حقیقت الهی تعریف می‌شود و هیچ انسانی بیرون از این نسبت قرار ندارد.

آسیب‌های تاریخی علوم اسلامی پس از انحراف از مسیر ولایت شکل گرفت

حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا در ادامه با اشاره به ضرورت بررسی مقام اثبات و سیر تاریخی عرفان اسلامی اظهار داشت: همان‌گونه که هدایت الهی در طول تاریخ با اختیار انسان‌ها همراه بوده است، در کنار ظهور حق، امکان ظهور انحراف نیز وجود داشته است.

وی با بیان اینکه تاریخ بشر را می‌توان تاریخ ظهور پیامبران و تجلی کلمه توحید دانست، گفت: هر دوره تاریخی با ظهور پیامبری معنا پیدا می‌کند و سایر جریان‌ها در نسبت با آن تعریف می‌شوند.

استاد دانشگاه تهران افزود: ظهور اسلام نیز از همین سنخ بود؛ با بعثت پیامبر اکرم(ص)، حقیقت توحید در عرصه اجتماع ظهور یافت و ساختارهای اجتماعی پیشین را دگرگون کرد. جامعه عرب پیش از اسلام بر پایه تعصبات قبیله‌ای سامان یافته بود، اما اسلام با طرح حقیقت توحید، هویت تازه‌ای بر محور ایمان ایجاد کرد و قبایل پراکنده را در قالب امت اسلامی گرد آورد.

وی تأکید کرد: این تحول تنها یک تغییر اعتقادی نبود، بلکه ظهور اجتماعی توحید در تاریخ بود؛ ظهوری که مفاهیمی همچون ایمان، کفر و نفاق را نیز در بستر اجتماعی معنا بخشید.

حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا با اشاره به ریشه‌های تاریخی آسیب‌های علوم اسلامی اظهار داشت: مشکلی که در ادامه تاریخ اسلام پدید آمد، از آنجا آغاز شد که با وجود غلبه اجتماعی دین، محور اصلی هدایت جامعه، یعنی مسئله امامت و ولایت، از مسیر خود خارج شد.

وی افزود: این انحراف طبیعی بود که آثار خود را بر همه شاخه‌های علوم اسلامی بر جای بگذارد؛ کسانی که دغدغه معارف باطنی اسلام را داشتند، در حوزه عرفان با چالش‌هایی مواجه شدند، متکلمان در علم کلام و فقیهان نیز در حوزه‌های مربوط به خود با آسیب‌های تاریخی روبه‌رو شدند.

پررنگ شدن ابعاد فردی عرفان، محصول شرایط تاریخی است

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: وجود آسیب‌های تاریخی به معنای از بین رفتن حقیقت علوم اسلامی نیست؛ هیچ‌یک از این دانش‌ها رسالت خود را از دست ندادند، بلکه هر کدام در حد امکانات و شرایط تاریخی، وظیفه خود را انجام داده‌اند.

وی ادامه داد: اگر امروز در سنت عرفانی مشاهده می‌کنیم که ابعاد فردی پررنگ‌تر شده است، باید توجه داشت که این مسئله بیش از آنکه ناشی از ذات عرفان باشد، محصول شرایط تاریخی و اجتماعی جهان اسلام است.

حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا با اشاره به بازگشت برخی گرایش‌های جاهلی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) گفت: اسلام همه ساختارهای اجتماعی جاهلیت را دگرگون کرد، اما پس از رحلت پیامبر(ص)، همان گرایش‌ها تلاش کردند در قالبی جدید خود را بازتولید کنند.

وی با اشاره به رفتار ابوسفیان پس از فتح مکه اظهار داشت: پذیرش ظاهری اسلام از سوی برخی افراد، الزاماً به معنای تحول درونی آنان نبود. در منابع تاریخی نقل شده است که ابوسفیان پس از استقرار حکومت اسلامی در جمع بنی‌امیه سخنی بر زبان آورد که نشان‌دهنده تلاش برای بازگشت منطق جاهلی در قالبی جدید بود.

استاد دانشگاه تهران در پایان خاطرنشان کرد: همین مسئله سبب شد محور هدایت اجتماعی اسلام، یعنی ولایت و امامت، بیش از همه در معرض آسیب قرار گیرد و این آسیب تاریخی، آثار خود را در همه عرصه‌های علوم اسلامی از جمله عرفان بر جای بگذارد.

Схожие новости

#Наименование новостиТональностьИнформативностьДата публикации
1عرفان اسلامی؛ پیوند معنویت، خودسازی و مسئولیت اجتماعی انسان07.2620-07-2026
2ضرورت بازخوانی نسبت عرفان با جامعه، سیاست و تمدن اسلامی07.1420-07-2026
3استکبارستیزی در نگاه رهبر شهید روی دیگر فلسفه بعثت انبیاست06.8722-07-2026
4ضرورت بازخوانی جامعه‌شناختی آیین‌های خون‌خواهی در گفتمان انقلاب اسلامی08.1622-07-2026
5سرمایه نمادین شهادت رهبری از حقیقت سرچشمه می‌گیرد، نه از بازنمایی رسانه‌ای05.7122-07-2026
6حماسه تشییع رهبر شهید نباید به یک رویداد مقطعی محدود شود05.1721-07-2026
7Объединяясь с другими, человек становится подобным Природе, которая вся находится в ...5604-07-2026
8بدرقه میلیونی رهبر شهید می‌تواند به سرمایه ماندگار ملی تبدیل شود07.5622-07-2026
9پاسداری از وحدت، پاسداری از اقتدار نظام اسلامی05.9920-07-2026
10«Грани Агни Йоги» — это записи Бориса Николаевича Абрамова, ученика Н. К. Рериха и Е. И. Рерих, которые передают развитие идей Агни Йоги (или «Живой Этики») в форме дневниковых записей и наставлений от Учителя. В них понятие жизни раскрывается не как просто биологическое существование, а как масштабный космический процесс. Основные грани понимания жизни в «Гранях Агни Йоги» Жизнь — это вечная эволюция духа, а земное существование — лишь её этап. В учении подчёркивается, что личность временна, а Индивидуальность (духовное ядро человека) бессмертна. Жизнь на Земле нужна, чтобы накапливать опыт и «огненные энергии», необходимые для дальнейшего бытия в высших мирах. Например, в записях прямо говорится, что цель земных переживаний и трудностей — именно опыт: если из них не извлекается духовный урок, они теряют смысл. Жизнь есть служение эволюции и Общему Благу. Смысл индивидуального пути связывается с участием в развитии Космоса: человек — не изолированный наблюдатель, а активный участник космического процесса. Отсюда вытекает этический принцип даяния и творчества ради блага мира. Жизнь многопланова: она протекает одновременно на разных уровнях бытия. В «Гранях» говорится о физическом, тонком и огненном планах, а также о соответствующих им телах человека. Жизнь понимается как взаимодействие этих планов: мысль (огненный план) формирует чувства (тонкий план), которые затем проявляются в действиях на физическом уровне. Жизнь — это работа с психической энергией и расширение сознания. Важная задача человека — развивать способность воспринимать и управлять тонкими энергиями, пробуждать внутренние центры (чакры) и тем самым расширять своё сознание. Это не уход от реальности, а более полное и точное восприятие законов Космоса. Жизнь циклична и включает перевоплощения. Земная жизнь — одно из звеньев цепи воплощений. Накопленный опыт и духовные достижения не исчезают, а становятся частью «Книги Жизни» Индивидуальности, определяя направление дальнейшего пути. Жизнь наполнена испытаниями как возможностями роста. В «Гранях» подчёркивается, что спокойная и беззаботная жизнь «по полезности своей равна нулю»: именно через преодоление трудностей человек обретает стойкость, ясность и способность к служению. Как это отличается от более общего понятия «жизнь в Агни Йоге» В базовых текстах Агни Йоги (серия книг «Живая Этика») акцент делается на универсальных законах Космоса и этических принципах. «Грани Агни Йоги» добавляют к этому личный, «практический» ракурс: это наставления для конкретного духовного пути, где жизнь предстаёт как ежедневная внутренняя работа, тренировка воли и внимания, умение видеть за внешними событиями их космическую суть. ...0730-06-2026

Классификация: . Схожих патентов: 0. Схожих новостей: 10. Тональность: 0. Информативность: 5.04. Источник: rasanews.ir.