Вход на сайт

Просмотр новости

Найдите то, что Вас интересует

روایتی از فقر؛ «دخترم را شوهر دادم تا همه‌ ما از گرسنگی نمیریم»

Дата публикации: 01-08-2026 05:36:16

برای به زبان آوردن این حرف ملکه* مردد بود. «دخترم را شوهر دادم تا همه‌ ما از گرسنگی نمیریم.» با دودلی تصمیم گرفت روایت خود از فقر را بازگو کند.
The post روایتی از فقر؛ «دخترم را شوهر دادم تا همه‌ ما از گرسنگی نمیریم» appeared first on رسانه رخشانه.


Основное содержимое страницы с новостью.

زحل آزاد

برای به زبان آوردن این حرف ملکه* مردد بود. «دخترم را شوهر دادم تا همه‌ ما از گرسنگی نمیریم.» با دودلی تصمیم گرفت روایت خود از فقر را بازگو کند.

ملکه ۴۶ ساله با همسر و چهار فرزندش ساکن منطقه چهل‌دختران در غرب کابل است. یکی از محله‌های فقیرنشین شهر که تقریبا تامین هزینه‌ی روزانه زندگی برای اغلب ساکنان آن یک چالش همیشگی است.

 ملکه و خانواده‌اش مانند بسیاری از همسایه‌های خود زیر فشار فقر و گرسنگی زندگی می‌کنند.

بهار ۱۴۰۲، وقتی فقر کارد را به استخوان رساند، ملکه و شوهرش تصمیمی گرفتند که می‌گویند یکی از سخت‌ترین تصمیم‌های زندگی‌شان بوده. آن دو، دختر ۱۸ ساله‌شان را در بدل ۲۰۰ هزار افغانی، به عقد پسری از بستگان شوهرش درآوردند.

ملکه با گریه قصه می‌کند: «دخترک بیچاره‌ام از من و پدرش پنهان گریه می‌کد. پیش ما چیزی نمی‌گفت، ولی به یکی از خواهرایش گفته بود که اگر این ازدواج ره قبول نکنه، همه ما از گرسنگی، از سرما و بدبختی تلف خاد شدیم.»

زندگی ملکه به گفته‌ی خودش، قربانی تجاوز کوچی‌ها است. آن‌ها در پی هجوم کوچی‌ها از ولسوالی ناهور ولایت غزنی به کابل کوچ کردند.

ولسوالی ناهور، منطقه‌ای که سال‌هاست به یکی از کانون‌های مناقشه میان کوچی‌ها و ساکنان بومی آن تبدیل شده است.

ملکه قصه زندگی‌اش را از تابستان ۱۴٠۱ آغاز می‌کند؛ از روزی که کوچی‌ها به روستایشان هجوم آوردند، کشتزارها را ویران کردند و مواشی خانواده‌ها را که مهم‌ترین منبع درآمدشان بود، از آن‌ها گرفتند.

ملکه به یاد می‌آورد: «بعد از چاشت بود و هوا هم گرم. دخترم که مال‌ها {مواشی} ره به چراندن برده بود، دویده و گریان‌کده آمد و که مادرجان، کوچی‌ها باز آمدن. خیلی ترسیده بود و نمی‌تانست درست گپ بزنه. هموقه فهمیدم که گفت گوسفندا را بردن.»

به گفته ملکه، کوچی‌ها با زور اسلحه یک رأس گاو شیرده و پنج رأس گوسفند خانواده را گرفتند. برای ملکه، از دست دادن گاو و گوسفند تنها از بین رفتن چند رأس مواشی نبود؛ همان دارایی‌ها ستون اصلی معیشت خانواده را تشکیل می‌داد.

هر از گاهی درگیری میان مردم و کوچی‌ها رخ می‌دهد. در مواردی حتا مردم جان خود را از دست داده، لت‌وکوب شده و کوچ اجباری داده شده است.

اما پس از سقوط حکومت پیشین افغانستان، هجوم کوچی‌ها در مناطق مختلف افغانستان، از جمله هزاره‌جات شدت بیشتری یافته است. دستکم از نظر ساکنان محلی، طالبان از کوچی‌ها حمایت تمام عیار می‌کند.

این گواهی ملکه از تجربه خودش است: «وقتی دولت سقوط کد و طالب‌ها آمدن، آزار و اذیت کوچی‌ها هم بیشتر شد. روز روشن می‌آمدن، گاو و گوسفندای خود را سر کشتزارهای مردم ایلا می‌کدن. شب‌ها زمین‌های گندم ره آتش می‌زدن، از مردم به بهانه‌های زیاد پول می‌گرفتن، یک روز خانه‌های مردمه از پدر و پدر کلان هایشان اعلان میکدن و یک روز هم دعوای خون‌بها راه می‌انداختن که شما فلان کس ما را د فلان سال کشتین و از دست‌شان بیخی به تنگ آمده بودیم. آخر مجبور شدیم کابل بیاییم.»

ملکه و خانواده‌اش در خزان همان سال، راه کابل را در پیش گرفتند. آمدن به پایتخت نیز برای آن‌ها آغاز یک زندگی دشوارتر بود.

فرار از دست کوچی و افتادن در دامن فقر

«خدای بالای سرم شاهده که همو زمستان … غذای ما تقریباً نان خشک و آب جوش بود که او هم اکثر شب‌ها پیدا نمی‌شد و گشنه خواب می‌کردیم. تمام هست و نیستی که از غزنی با خود آورده بودیم، دو بوجی آرد، پنج یا شش دانه کمپل و یک فرش بود.» این را ملکه می‌گوید.

به تعبیر ملکه، وقتی دیگر هیچ راهی باقی نماند، به تلخ‌ترین تصمیم زندگی تن دادند. «پنجاه هزار طویانه ره خو بجای قرض‌داری دادیم؛ قرضی که از یک نفر در ناهور گرفته بودیم و به کوچی‌ها داده بودیم. باقی‌اش کرایه خانه و خرج یک زندگی بخور و نمیر شد که تا امروز داریم. امسال او هم خلاص شده، حیرانم سوخت زمستان پیش‌رو ره از کجا کنم.»

از نظر ملکه دخترش فقط قربانی فقر نشد، بلکه این نتیجه آشکار «ظلم» کوچی‌ها هم بود.

در سایه حاکمیت طالبان، فقر در افغانستان نیز گسترده شده است. سازمان ملل گفته است، ۱۷ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی حاد روبه‌رو هستند.

اما سازمان دیده‌بان حقوق بشر گفته است که میلیون‌ها نفر در افغانستان با بحران رو‌ به‌ گسترش گرسنگی روبرو هستند و این بحران بیش از همه زنان و دختران را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

ملکه، مادر چهار دختر ۲۰، ۱۶، ۱۲ و ۹ ساله و یک پسر پنج‌ساله است.

ملکه می‌گوید نتوانسته سه دختر دیگرش را به مکتب بفرستد و آن‌ها اکنون در یک کارخانه تولید لباس، با درآمدی اندک، به تأمین هزینه‌های خانواده کمک می‌کنند. شوهرش کراچی دستی دارد و اغلب دست خالی به خانه بر می‌گردد.

امروز، پس از گذشت چهار سال از ترک خانه و از دست دادن دارایی‌، زندگی ملکه و خانواده‌اش همچنان درگیر فقر و بی‌ثباتی است. «ماهی دو هزار کرایه خانه است، پول آب و برق هم کم نمیایه. تنها از یک دکاندار ۱۸ هزار قرض‌دار هستیم. نه از دولت کمک خوردم و نه از کدام موسسه‌ای. کمک‌های خارجی هم اگر باشه، به خود وکیل‌ها، قومای‌شان و آشناهای خودشان می‌رسه، نه به ما مردم غریب.»

ملکه پنهان نمی‌کند که ممکن است دومین دخترش هم قربانی فقر شود. «اگر همیالی کسی به خواستگاری دختر دومی‌ام بیایه هم می‌تمش. چی کنم، خوار جان؟ چاره نداریم.»

*یادداشت: ملکه نام مستعار است

Схожие новости

#Наименование новостиТональностьИнформативностьДата публикации
1سیمای فقر شدید در بامیان؛ «از این که دخترانم از گرسنگی در خانه بمیرند، شوهر کنند بهتر است»05.2711-08-2026
2قربانی ازدواج اجباری؛ سرنوشت مشترک مادر و دخترانش در دو دوره حاکمیت طالبان06.1205-08-2026
3نُه ماه سخت؛ مادرانی که بارداری را با گرسنگی می‌گذرانند07.1202-08-2026
4روایت یک خشونت تکان‌دهنده؛ «کپسول گاز را بر سر مادرم کوبید و اطرافش پر از خون شد»04.5207-08-2026
5Ехидный Douglas О СОВЕТСКОЙ РОДИНЕ ... «Она была суровой, совсем ...3705-07-2026
6Он слушал, и сердце сжималось до боли, Но голос не ...-8614-07-2026
7Жила-была девочка и вдруг она вышла замуж. Зачем она вышла ...03.8202-08-2026
8Когда-то уже порядком давно был написал пост, который практически мгновенно ...0204-07-2026
9О СОВЕТСКОЙ РОДИНЕ «Она была суровой, совсем не ласковой с ...2621-07-2026

Классификация: . Схожих патентов: 0. Схожих новостей: 9. Тональность: 0. Информативность: 4.59. Источник: rukhshana.com.